
رویداد۲۴| در بازار سرد و بیرمق امروز ایران، بلک فرایدی (Black Friday) دوباره در کانون توجه قرار گرفته است؛ نه فقط بهعنوان یک «رویداد خرید» بلکه بهعنوان آینهای از بنبست اقتصاد و بحران معیشت. آنچه قرار بود فرصتی برای ارزانتر شدن کالا باشد، برای خیلیها به تجربهای تلخ بدل شده؛ تجربهای که هم امیدهای مصرفکننده را نشانه میگیرد و هم اعتماد بازار را.
بلک فرایدی که در کشورهای غربی نماد آغاز فصل خرید پیش از کریسمس است در آخرین جمعه نوامبر برگزار میشود؛ یعنی همین پسفردا ۷ آذر. این رسم غربی طی سالهای اخیر وارد بازار آنلاین و غیررسمی ایران شده با این تفاوت که در ایران دیگر این رویداد یک روز نیست. برخی فروشگاهها هفتهها قبل از تاریخ رسمی، کمپینهای تخفیف راه میاندازند، بنر میزنند، قیمتها را بالا میبرند و با برچسب «تخفیف ویژه» کالاهایشان را عرضه میکنند!
خلاصه اینکه بلک فرایدی ایرانی نسخهای بیهویت و بیتعهدِ به نسخه اصلی است که باید آن را نمایشی از تخفیف، اما با پشتوانهای سست یا گاه گمراهکننده تلقی کرد.
وعده تخفیف و واقعیت قیمتها
گزارشها و نظرات کاربران نشان میدهند که بسیاری از کالاهایی که با برچسب «تخفیف» عرضه میشوند، یا قبل از کمپین گرانتر شدهاند و سپس با همان قیمت — یا حتی گرانتر از موقعیت عادی — فروخته میشوند؛ یا اگر تخفیفی وجود دارد، عمق آن به نسبت درآمد و تورم ناچیز است چراکه به گفته کارشناسان و رسانههای اقتصادی در این اوضاع و احوال اقتصادی عملا تخفیفهای «۸۰ تا ۹۰ درصدی» که در تبلیغات دیده میشود، عملی نیست.
به علاوه، در غیاب نظارت دقیق بر قیمت پیشاز حراج، کالاهایی با کیفیت پایینتر یا تاریخ مصرف گذشته ممکن است تحت عنوان «پیشنهاد ویژه» به فروش برسند؛ کالاهایی که در شرایط عادی کمتر خریدار دارند. در این بین آنچه پیش از همه آسیب میبیند، اعتماد خریدار است. طبیعنی است که وقتی این اعتماد شکسته شود، حتی تخفیف واقعی هم به سختی میتواند رضایت ایجاد کند.
چرا بلک فرایدی در ایران «بومی» شد؟
بلک فرایدی از فرهنگ غرب برآمده و مثل خیلی چیزهای دیگر در ایران بومی شده است. علت این تغییر ماهیت را نیز باید با توجه به نکات مختلفی بررسی کرد. مثلا گسترش فروشگاههای آنلاین و افزایش دسترسی مردم به اینترنت و فضای مجازی؛ این فضا امکان مقایسه قیمت، دیدن تبلیغ و خرید بدون خروج از خانه را میدهد؛ چیزی که در شرایط ترافیک، گرانی بنزین، مشغله روزمره و شرایط اقتصادی ایران، برای بسیاری جذاب است.
فشار اقتصادی، تورم و کاهش قدرت خرید نیز نقش بسیاری دارد. وقتی بودجه خانوار تنگ است، پیشنهاد «تخفیف بزرگ» – حتی اگر واقعی نباشد – برای مصرفکننده امیدی میسازد، وسوسه میکند تا کالایی لازم یا غیر لازم را به امید ارزانتر شدن بخرد.
رقابت فروشگاهها و نیاز به فروش را هم نباید نادیده گرفت. کسبوکارها، بهویژه خردهفروشیها و فروشگاههای آنلاین، با نگاه به انبارهای پر و سالی کمرمق، بلک فرایدی را فرصتی برای جابهجایی کالا، تخلیه انبار و جذب نقدینگی میبینند.
به این ترتیب، بلک فرایدی از پدیدهای غریب و خارج – نه به شکلی سالم و منظم، اما به شکلی که کاملاً منطبق با شرایط کنونی – به بخشی از «اقتصاد روزمره» در ایران بدل شده است.
مصرفکننده در این چرخه چگونه تأثیر میپذیرد؟
تحلیلگران اقتصاد رفتاری بر این نکته تأکید دارند که تخفیفهای بزرگ و محدودیت زمانی یعنی همان دلایلی که بلک فرایدی را در غرب هیجانانگیز میکند، در ایران بیشتر از آن که خرید منطقی و برنامهریزیشده برانگیزند، منجر به رفتارهای هیجانی و احساسی میشوند.
بسیاری بدون بررسی قیمت پیش از تخفیف، بدون مقایسه با سایر فروشگاهها و تنها با ترس از «فرصت از دست رفتن»، اقدام به خرید میکنند. شبکههای اجتماعی و تبلیغات نیز با تشدید اضطراب و اثر «تأیید اجتماعی» (وقتی دیگران میخرند، من هم میخواهم بخرم)، ذهن خریدار را بیشتر تحت فشار میگذارند.
نتیجه این اوضاع گاهی خریدهای غیرضروری و گاهی دریافت کالاهایی با کیفیت پایین است. وقتی تخفیف خود به بهانهای برای پرکردن سبد مصرف بدل میشود، بلک فرایدی از تسهیلات خرید منطقی دور شده و به دام فشار روانی و مصرفگرایی تبدیل میشود.
کارکرد اقتصادی بلک فرایدی برای فروشگاهها
برای فروشگاهها، بهویژه فروشگاههای آنلاین، بلک فرایدی به مثابه فرصتی برای تزریق نقدینگی و جابهجایی کالاهایی است که در طول سال خاک میخوردند. آنها از طریق تخفیف و تبلیغ، مشتری جذب میکنند، انبار را خالی میکنند و فروش را بالا میبرند. شاهد این مدعا آن است که دیجیکالا به عنوان زرگترین فروشگاه آنلاین ایران در دوره بلک فرایدی سال گذشته رکورد بازدید و فروش آنلاین را زد.
اما این موفقیت اقتصادی همیشه پایدار نیست. وقتی کاربران احساس کنند که تخفیفها واقعی نیستند، اعتماد از بین میرود. وقتی کالاهای بیکیفیت با برچسب «تخفیف ویژه» عرضه شوند، شهرت فروشگاه لطمه میبیند. در این صورت، هرچند در کوتاهمدت گردش مالی بالا میرود، اما در بلندمدت رابطه با مشتری تضعیف میشود.
تفاوت بنیادین با بلک فرایدی در کشورهای پیشرفته
بلک فرایدی در کشورهای غربی بخشی از چرخه اقتصادی و فرهنگی سالانه است: فروشهای واقعی، شفاف، با کنترل قیمت، کیفیت و زمانبندی دقیق. مردم میدانند که این روز قرار است کالاها را ارزانتر بخرند، نه اینکه قربانی تبلیغ باشند. در ایران، اما با توجه به تورم، نوسان قیمت، مشکلات واردات، محدودیت کالا و نبود نظارت دقیق بر بازار، بلک فرایدی نسخهای تحریفشده است.
خلاصه اینکه بلک فرایدی در ایران هم فرصت است و هم هشدار. برای اقشار آسیبپذیر، برای خانوادههایی که سالهاست چشم به «تخفیف» دارند، میتواند فرصتی برای تأمین کالاهای موردنیاز باشد. برای فروشندگان، فرصتی برای جبران رکود، خالیکردن انبار و کسب نقدینگی است.
اما وقتی این فرصت با سوءظن، تبلیغ گمراهکننده و فقدان نظارت همراه شود و تخفیفها فقط برچسب روی کالا باشد و یا کالاها کیفیت نداشته باشد، بلک فرایدی تنها اعتماد و امید مردم را به بازی میگیرد.
آنچه در این میان اهمیت دارد، آگاهی خریدار است؛ مقایسه قیمت قبل و بعد، مطالبه فاکتور معتبر، بیاعتمادی به شعارهایی با تخفیف «۹۰ درصدی» و خرید هدفمند. اگر این آگاهی نباشد، بلک فرایدی میتواند به یک جمعه سیاه واقعی برای جیب و اعتماد ما تبدیل شود.
source