گروه عبدالله عبداللهیدر نقدی به سخنان روحانی نوشت: نقد به یک سخنرانی یا موضع‌گیری را می‌توان از دو جنبه صورت داد؛ نخست: تحلیل جزئیاتی است که در آن سخنرانی یا موضع‌گیری به کار رفته است؛ تحلیل از این جهت که آیا جزئیات و تمامیت آن گفته، صادق و اجزائیش با هم سازگار است و یا خیر. ادامه نوشته وی را می‌خوانید:

انتهای پیام/

آقای روحانی در بخش اولیّه سخنانش با اشاره به ماجرای الخبر در عربستان، تفسیر نارسیستی و توام با خودشیفتگی از ماجرا دارد و می‌گوید که او شخصاً با دیپلماسی در آن مقطع جلوی جنگ را گرفته است! او جزئیاتی هم از مذاکراتش با مقام عربستانی نقل می‌کند که قاعدتاً برای بیننده امکان راستی آزمایی ندارد؛ امّا مخاطب حتماً می‌تواند از حسن روحانی چند پرسش کلیدی را مطرح کند:

آقای روحانی! شما مدعی هستی که غیر از مذاکرات شما، هیچ اهرم دیگری مانع از جنگ نشد؟ یعنی هم آمریکا و اسرائیل در آن زمان همه‌ی توانش را داشتند و هم ایران هیچ امکان بازدارنده خاصی نداشت و فقط شما با منطق سقراطی و ارسطوئیت توانستی مانع یک جنگ بزرگ شوی؟ این تفسیر، بیش از حد نارسیستی نیست؟   

اگر بپذیریم که جناب روحانی با منطق و مذاکره‌اش می‌توانسته جلوی حمله را بگیرد، پس لاجرم می‌توانیم این را هم بگوئیم که پس وقتی که جلوی حمله آمریکا و ترور حاج قاسم سلیمانی را نگرفت، تلاشی نکرده و خدائی نکرده موافق بوده؟

یا آنگاه که شهید فخری زاده در آب‌سرد تهران ترور شد، آقای روحانی و دوستانش مانع نشدند چون مذاکره نکردند؟ یا مثلاً وقتی ترامپ از برجام خارج شد، مشکل این بود که روحانی مذاکره نکرده بود و مرام نگذاشته بود برای برجام؟ و یا وقتی اسرائیل در صنعت هسته‌ای کشور آشکارا خرابکاری می‌کرد، مشکل از عدم تلاش جناب روحانی بود؟
این تبعات مهمی است که اگر آقای حسن روحانی بداند احتمالاً آن حس نارسیستی اولیه‌اش می‌تواند فروکش کند!

آقای روحانی می‌گوید که ما اگر بازدارندگی گسترده منطقه‌ای داشته باشیم، کار دشمن سخت‌تر می‌شود؛ بدین معنا که اگر عراق و سوریه و لبنان و دیگر کشورهای منطقه می‌توانستند در مقابل اسرائیل بایستند، اسرائیل به این سادگی نمی‌توانست به آسمان ایران بیاید و شرارت کند.

حرف غلطی نیست؛ اما اینکه جناب روحانی این گزاره را حق‌به‌جانب به کار می‌برد خیلی عجیب است! آقای روحانی این گزاره را خودش قبول دارد؟ اگر دارد، پس این را هم قبول دارد که عدم کمک کافی دولت به ماجرای رفع فتنه از سوریه در سالهای 92 و 93 می‌تواند نزدیک به خیانت باشد؟

 آقای روحانی می‌گوید «امن شدن فضا» در همه‌ی ساحتهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و… خوب است اما امنیتی کردن فضا غلط است؛ این هم گزاره غلطی نیست؛ اما آقای روحانی خودش بهتر از بقیه نمی‌داند که امنیتی‌ترین دولت، دولت خودش بود؟ ب

چهارم: آقای روحانی می‌گوید: تکرار نشدن جنگ فقط دست خود ماست! این جمله از آقای روحانی، جزو عجیب ترین گزاره‌هاست و از قضا برخی روزنامه‌های وابسته به جریان اصلاح‌طلب، همین بخش را برجسته کرده‌اند.

اما در تحلیل کلان‌تر ماجرا چند نکته به نظر می‌رسد که اهمیت داشته باشد: آقای روحانی در حالی ردای یک متخصص امنیتی و ناصح نظامی را به تن خود می‌کند که از قضا می‌توان با استدلالهای مختلف اثبات کرد که یکی از دلایل اصلی اینکه دشمن جرات می‌کند به ایران حمله کند، اولاً محاسبات دولت او برای دشمن ایجاد کرد.

ثانیاً: بلایی است که او به لحاظ اقتصادی و اجتماعی بر سر کشور آورد و ثالثاً: بن بستی است که او برای دیپلماسی تولید کرد! دولت روحانی با مذاکره‌ی بد، و دیپلماسی فرسوده و افتضاح کاری کرد که عملاً همه‌ی مسیرها به سمت دیپلماسی هم بسته شد.
آنچه آقای روحانی می‌گوید، علیرغم مقدمات ریاکارانه‌اش، در نهایت صرفاً به سود اسرائیل است و دشمن را تبرئه می‌کند. اگر حمله‌ای شود مقصر مائیم و این مائیم که فضا را امنیتی می‌کنیم، پس اسرائیل چرا باید سرزنش شود؟
مواضع روحانی عملاً یک عملیات سیاسی علیه اتحاد مقدس است؛ او در واقع به سود اسرائیل به اتحاد مقدس می‌تازد اما با مقدماتی که تصور شود حالت واقع‌بینانه و دلسوزانه دارد.

source

توسط wisna.ir